گفتگوی آلانا هایم و مامودو آتی درباره ایفای نقش در فیلم «دراما»؛ زوجِ دیگر این عاشقانه پیچیده

مامودو آتی، رابرت پتینسون، کریستوفر بورگلی، زندایا و آلانا هایم در مراسم اکران افتتاحیه فیلم «دراما» (The Drama) محصول کمپانی A24 در مجموعه تئاتر DGA (۱۷ مارس ۲۰۲۶ – لس‌آنجلس، کالیفرنیا / عکس از گتی ایمجز)

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، جدیدترین اثر بحث‌برانگیز کریستوفر بورگلی، شامل بازی‌های پرشور و گاه نگران‌کننده از دو ستاره نوظهور است که در گفتگو با ایندی‌وایر از «پیچش» بزرگ داستان، نگاهشان به لو رفتن قصه (اسپویل) و لذت بازی در نقش افراد مست می‌گویند.

در قلب فیلم «دراما» فقط یک زوج وجود ندارد. درست است که بخش عمده‌ای از تنش‌های فیلم حول محور رابطه از هم گسیخته «چارلی» (رابرت پتینسون) و نامزدش «اما» (زندایا) در آستانه عروسی‌شان می‌چرخد، اما افشای راز بزرگ «اما» تنها با مداخله خیرخواهانه و ناشی از مستی صمیمی‌ترین دوستان آن‌ها، یعنی «ریچل» (آلانا هایم) و «مایک» (مامودو آتی) ممکن می‌شود.

ستاره‌های فیلم «دراما» یک هفته پیش از اکران اثر، در گفتگویی تصویری با ایندی‌وایر شرکت کردند. هایم و آتی در این مصاحبه ما را به دنیای واکنش‌های خود به پیچش داستانی فیلم، لذت‌های همکاری با بورگلی و چرایی شکستن مداوم گیلاس‌های شراب توسط هایم بردند.

ایندی‌وایر: مامودو، ما آخرین بار در سال ۲۰۱۷ برای فیلم «فروشگاه تک‌شاخ» با هم صحبت کردیم. مامودو آتی: اوه، یادش بخیر. من آن فیلم را خیلی دوست دارم.

آثار کریستوفر بورگلی بسیار خاص هستند. اولین پروژه‌ای از او که باعث شد فکر کنید «من سبک کار این آدم را دوست دارم» چه بود؟ آلانا هایم: من با «سناریوی رویایی» با دنیای کریس آشنا شدم. تنها به مراسم افتتاحیه آن رفتم و یادم هست که در سالن سینما غرق در نگاه جالب او به فیلمسازی شدم؛ از نحوه فیلمبرداری تا نگارش متن. بعد از مراسم با کریس صحبت کردم و حس کردم پیوند آنی میان ما برقرار شد. او ایده فیلمی را به من گفت که آن زمان هنوز نامش «دراما» نبود و من مجذوب شدم. و این‌گونه شخصیت «ریچل» متولد شد. آتی: من اول «از خودم بیزارم» را دیدم. بلافاصله طرفدارش شدم چون عاشق آدم‌هایی هستم که واقعاً می‌خواهند «فیلم» بسازند؛ نه اینکه فقط «محتوا» تولید کنند.

گفتی محتوا! آتی: دقیقاً! از این کلمه متنفرم. وقتی می‌شنوم کسی می‌گوید «محتوا»، دیوانه می‌شوم. محتوا یعنی زباله! ما داریم فیلم یا سریال می‌سازیم، نه محتوا.

اولین باری که با فیلمنامه مواجه شدید چه حسی داشتید؟ احتمالاً بعد از ۲۰ صفحه اول شوکه شدید. هایم: واقعاً ورق‌زدنی بود. بعد از صفحه ۲۰ با خودت می‌گویی: «چی؟ حالا قرار است به کجا برویم؟» یک ایده کاملاً اورجینال بود که نمی‌توانستم زمین بگذارمش. آتی: من کمی از آن ترسیدم، اما همیشه فیلمنامه‌هایی که شما را می‌ترسانند و وادار می‌کنند بگویید «نمی‌دانم پسر، مطمئن نیستم»، جذاب‌ترین‌ها برای خواندن هستند. خوشحالم که انجامش دادم.

من طرفدار اسپویل هستم و با دانستن پیچش داستانی (Twist) سراغ فیلم رفتم. برای اثری که پیچش اصلی‌اش در همان ۲۰ دقیقه اول رخ می‌دهد، آیا اصلاً می‌توان نام آن را اسپویل گذاشت یا این فقط پلات اصلی داستان است؟ هایم: کسانی که می‌خواهند داستان برایشان لو برود، بروند و این کار را بکنند! قضاوتی نیست. اما در مراسم فرش قرمز لس‌آنجلس کسی به من گفت چقدر خوشحال است که هیچ‌چیز از فیلم نمی‌دانست. برای من تماشای فیلم در کنار مردمی که در لحظات حساس نفسشان بند می‌آمد یا ناگهان می‌خندیدند، بسیار لذت‌بخش بود. آتی: به نظر من این فقط بخشی از داستان است. اگر غافلگیر شوید جذابیت اضافه‌ای دارد، اما فیلم واقعاً درباره این است که آن‌ها «چگونه» با این موضوع برخورد می‌کنند. من شخصاً با اسپویل مخالفم و به همین دلیل تریلر فیلم‌ها را هم تماشا نمی‌کنم.

شما در نقش زوجی که مدت‌هاست با هم هستند، بسیار باورپذیر عمل کردید. این شیمی بینتان چطور شکل گرفت؟ هایم: ارتباط با مامودو ساده‌ترین رابطه دنیا بود. او نه‌تنها بازیگری شگفت‌انگیز، بلکه انسانی فوق‌العاده است. ما در تمرینات فضای زیادی برای بداهه‌پردازی و شوخی داشتیم. آتی: آلانا بسیار مهربان و بااستعداد است. به نظر من شیمی در بازیگری یعنی «گوش دادن». اگر دو بازیگر به هم وصل نیستند، یعنی هر کدام دارند کار خودشان را می‌کنند و به هم گوش نمی‌دهند. ساختن رابطه با آلانا راحت بود چون ما واقعاً به حرف‌های هم گوش می‌دادیم.

هر دو بازی‌های درخشانی در سکانس‌های کلاسیک ارائه دادید. آلانا، بازی تو در نقش یک فرد مست، هم در صحنه شام و هم در عروسی، فوق‌العاده است. هایم: این بزرگترین تعریف برای من است! من خیلی نگران بودم که مستی‌ام واقعی به نظر نرسد. خواهرهایم می‌گویند وقتی مست می‌شوم، عاشق سخنرانی کردن هستم؛ البته نه سخنرانی‌های تلخ «ریچل»، بلکه بیشتر می‌گویم «بچه‌ها من عاشقتان هستم!» در آن صحنه آنقدر غرق بازی شده بودم که هر بار بعد از سلامتی گفتن، گیلاس شراب را محکم روی میز می‌کوبیدم و شیشه می‌شکست. مسئولان آکسسوار می‌آمدند و می‌گفتند «لطفاً کمی آرام‌تر!» اما من باز هم یادم می‌رفت و شیشه را می‌شکستم و شراب روی مامودو می‌پاشید!

مامودو، راز آن گریه واقعی و تاثیرگذار در صحنه‌ای که چارلی عهدهای ازدواجش را برای تو می‌خواند، چیست؟ آتی: فکر می‌کنم فقط باید واقعاً گریه کنی و اجازه بدهی مردم به گریه کردنت بخندند! در غیر این صورت جواب نمی‌دهد. متعجب شدم که کریس از من خواست واقعاً گریه کنم. چند برداشت طول کشید تا به آن برسم.

درباره سکانس شام شنیده‌ام که آن را مانند یک تئاتر، به صورت یک‌سره (One-take) ضبط کردید. هایم: ما اصلاً نمی‌دانستیم قرار است این کار را بکنیم! فکر می‌کردیم در قطعات کوچک ضبط می‌شود. وقتی نشستیم و کریس گفت «خب، بیایید کل صحنه را یک‌باره بگیریم»، من زیر میز پای مامودو را فشار دادم و گفتم «نقشه این نبود!» اما حالا نمی‌توانم تصور کنم آن صحنه را به شکل دیگری ضبط می‌کردیم. کیلومترها فیلم مصرف شد تا در نهایت شبیه گفتگوی واقعی چهار دوست صمیمی از آب درآمد. آتی: نوشتنِ خوب باعث می‌شود دیالوگ‌ها راحت حفظ شوند. ضبط کردن یک صحنه طولانی به صورت یک‌سره لذت‌بخش است. اولش دلهره‌آور بود اما وقتی شروع کردیم، دیدم این بهترین راه برای ساختن یک فیلم است.

کمپانی A24 فیلم «دراما» را در تاریخ ۳ آوریل ۲۰۲۶ در سینماها اکران خواهد کرد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا